X
تبلیغات
جاغوری
در باره جاغوری

این مادر داغدیده در حالی که بغض گلویش را گرفته بود و نمی توانست به خوبی صحبت کند، پنج انگشتش را نشان می داد: مسعود و سیاف پنج تن از عزیزانم را از من گرفتند

 برای عکس های بیشتر این رویداد به سایت زیر نگاه کنید.                                    

http://www.noma-afg.org/fa_page.php?cid=125

 

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت 15:24  توسط فروزش کیهان و همت | 

نگاهی به زندگی افغان ها در آسترالیا

 

بدیهی است که  تحولات و نابسامانی های چند  دهه  اخیر در کشورما افغانستان نتایج بسیار بد و ناگواری را برای مردم ما و به ویژه ما هزاره ها به وجود آورد. یکی از پیامد های گسترده این نابسامانی ها را میتوان در مهاجرت جمع کثیری از مردم ما از کشور وپناهنده شدن آنها را در کشورهای همسایه و یا هم کشورهای دوردست دیگری جستجو کرد. آسترالیا، قاره نسبتا کمتر شناخته شده  دوردست نیم کره جنوبی که بیشتر از سه قرن از عمر آن نمیگذرد، یکی از این کشورهای بود که توجه پناهجویان افغان را به خود جلب کرد، لذا تعدادی از افغانهای ما راه دور وناپیدای سفر را به قصد رسیدن به سرزمین رویاهای شان، کشور کانگروها ترک کردند  و دیری نپائید که این رویاها به حقیقت پیوست و در هر گوشه وکنار این جزیره گمنام  صداهای آشنا بهم پیچید.

 

از نقطه نظر تاریخی،پیشینه مهاجرت افغانها به آسترالیا به نیمه قرن نوزدهم میلادی برمیگردد، زمانیکه گروهی از افغانها ی که امروز در آسترالیا مشهور به شتررانان اند، همراه با شترهای شان توسط کشتیهای سفید پوستان اروپایی به این سرزمین آورده شدند و در گوشه وکنار این خاک مسکن گزیدند و در شرایطی نیز با بومی های استرالیا که قدامت چهل هزار ساله دارند  در هم آمیختند.  امروز به وفرت میتوان یافت تعدادی از بومیان استرالیا را که به این معترف اند  در رگهای آنها خون افغانی در جریان است.   تا همین امروز نشانه های از مساجد، قبرستانها و درختان غرس شده توسط افغانهای اولیه  در شهر های چون ادیلاید، پرت ، بروکن هل و دیگر مناطق استرالیا به چشم میخورد. از سوی دیگر غان اکسپرس، مهمترین خط ترن در استرالیا که تا چند دهه قبل بنام افغان اکسپرس یاد میشد، یاد آور کاروان شترهای افغانهای  است که قبل از آمدن ماشینها ی باربری، اموال و کالا ها را در میان استرالیای جنوبی و غربی حمل ونقل میکردند.

 

نسل دوم از افغانها بعد از شرایط ناگواری که در پی اشغال افغانستان توسط اتحادیه شوروی سابق در سال 1979 بوجود آمد، به  استرالیا مهاجرت کردند. از آنجائیکه تعداد این افراد انگشت شمار بودند، در میان انبوهی از جامعه های ساکن در استرالیا رنگ باختند و محو شدند.

 

در دهه اخیر، بعد از اشغال کشور توسط طالبان و تنگ شدن حصار زندگی برای مردم ما به ویژه هزاره ها، گروه عظیمی از افغانها کشور را  ترک کردند و بصورت غیرقانونی راه های خطرناک مهاجرت از طریق بحر را در پیش گرفتند و بعد از گذراندن شبها و روزها  در بستر امواج آبهای بی پایان، سر انجام با قایق های درهم شکسته و ریخته شان در سواحل استرالیا لنگر گزیدند. به قرار آمار اعلان شده  اداره امور مهاجرت استرالیا ، تعداد این پناهجویان  که به 1141  تن می رسیدند،  بعد از زدو بند های سیاسی چند ساله در داخل استرالیا تقریبا همه آنها ویزای اقامت دایم در استرالیا را دریافتند. افغانها که تا اینوقت به ماندگار بودن شان در استرالیا باور نداشتند ، دیگر سرازپا نشناختند، کمر همت بستند و هرکس در گوشه ای از این سرزمین پهناور برای تهداب گذاری یک زندگی آرام و به دور از تعصب و تنفر و تفرقه دست به کارشدند و در ضمن  تعدادی هم اقدام به دعوت خانواده و اعضای فامیل شان از کشور نمودند.

 

جامعه افغانها درآسترالیا در حال افزایش بوده و امید می رود که این روند تا چند سال دیگر نیز بدین منوال ادامه یابد. قابل یادآوری است که  یک بخش بزرگ از افغانهای مقیم در استرالیا را مهاجرینی تشکیل میدهند که تحت پوشش برنامه حمایت از مهاجرین سازمان جهانی بین الملل از کشورهای دیگر به استرالیا آورده شده اند. این گروه از افغانها اکثرا شامل خانواده های اند  که سالهای سال را در ایران در بی سر پرستی و بی سرنوشتی گذرانده اند.

 

از دیدگاه اجتماعی، گرچند نمیتوان از یک سری اختلافات ورویارویی های درونی موجود در جامعه افغانی مقیم در استرالیا چشم پوشید، با آنهم، در مقایسه با دیگر جوامع نونهاد در دهه اخیر ،افغانها را می توان از جمله جوامع موفق و رضایت مند در استرالیا بشمار آورد که همواره سعی در ارتقاء جایگاه خود داشته و در تلاش بوده تا هویت افغانی خود را حفظ نماید و آنر ا با جامعه چند فرهنگی استرالیا انطباق دهد. گرچند از نگاه ذهنیت تاهنوز میتوان بوی کهنگی و کهنه پرستی را از جامعه افغانها استشمام کرد، اما از لحاظ عینی شکی نیست که در رده بالای از انطباق پذیری قراردارند.

 

 افغانها در شهر های بزرگ و مشهور استرالیا اقدام به راه اندازی انجمنهای رسمی نموده اند که توسط دولت استرالیا حمایت میشوند. همکاری کردن افراد در درون جامعه ، راه اندازی مراسم مذهبی ، سنتی و عنعنوی افغانی، برگزاری کلاسهای هفتگی زبان دری، گردانندگی رادیوهای هفتگی به زبان دری و بعضی فعالیت های فرهنگی دیگر از وظایف عمده و کلیدی این انجمن ها به شمار میروند.

 

جوانان و نوجوانان افغان در استرالیا با در نظرداشت امکانات خوب و عالی تحصیلی که برای همه شهروندان در نظر گرفته شده است، از این فرصت بهره گرفته و به کسب دانش علاقه مندی خاصی نشان داده اند و تا جائیکه ازجمله شاگردان ممتاز در مکاتب و دانشگاهها شناخته شده اند.

 

ازسویی دیگر بعضی چالش های که عمدتا فراراه اغلب مهاجرین تازه وارد قرار میگیرند،  دامنگیر نسل تازه وارد افغانها نیز هست.  مهاجرین افغانی ژس از ورود به آسترالیا با مشکلالات عدیده ای روبرو هستند که عمده این مشکلات  بخاطر تفاوت های فا حش فرهنگیُ اقتصادی و اجتماعی عمیقی است که سبک زندگی در آسبرالیا با نوع افغانی خود دارد.عموما ُسال اول زندگی مهاجرین شاهد بیشترین ناملاایمات وتنشهای زندگی است ُ که در این میانن ُ بسیاری از مهاجرین .عموما سال اول زندگی مهاجرین شاهد بشترین ناملایمات وتنش های زندگی استُ که دراین میانُبسیاری ازمهاجرین تاب تحمل مشکلات را ندارند ومشکل اساسی دیگری که افغانهای ما در استرالیا با ان مواجه اند مسئله استخدام انها در حوزه کار های فنی حرفه ای و ورود آنها به بازار کار واقعی در استرالیاست، جایی که افراد به میزان تجربیات و تحصیلاتشان ارزشگذاری می شوند. باید اعتراف کرد که حضور در جامعه کار استرالیا به ویژه برای مهاجران تازه وارد فرآیندی بسیار طولانی و پیچیده است.  لذا بیشتر از افغانهای کارگر در استرالیا بنابر نداشتن تسلط کافی به زبان انگلیسی  و نداشتن تجربه لازم کاری به مشاغلی چون کار های تولیداتی، حمل ونقل، زراعی و ساختمانی که ندانستن زبان  و نداشتن تحصیلات  نقش چندانی در انجام کار ندارد، مشغول به کار اند.

بلاخره با در نظرداشت امکاناتی که در استرالیا برای مهاجرین فراهم شده است و مسئولیت های سنگینی که مردم ما آنرا پذیرفته اند، به دلیری میتوان گفت که بعد از گذشت چند سالی افغانهای ما بر همه مشکلات های اجتماعی ، اقتصادی، روحی و فرهنگی فایق آمده و یک زندگی سراپا شور و شوق و عشق را تجربه خواهند کرد. امید که هم وطنان عزیز و رنجدیده ما در افغانستان نیز روزی صلح و آرامش واقعی را در کنار همدیگر و در فضای عاری از جنگ و خشونت  به تجلیل بنشینند و عشق و دوستی را تا ما وراء آسمانهای خدا فریاد زنند.

 به امید آنروز!

محمد علی از استرالیا

 

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت 9:34  توسط فروزش کیهان و همت | 
جاغوری بلاگفا ۲۲ دلو پانزدهمین سالروز فاجعه افشاررا به همه هموطنان عزیز تسلیت عرض مینماید.

قراراست گردهمایی به مناسبت یادبود ازشهدای مظلوم افشاربه روز پنج شنبه ۲۵دلوساعت ۲ بعدازظهردرمسجدحجتیه جاغوری ها واقع افشاربرگزارگردد.

+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 10:37  توسط فروزش کیهان و همت | 
حسین سیرت خواننده خوب جاغوری بلاگفا مینویسد:

دوستان سلام خبری راکه روزجمعه 19 دلو بدستم رسید درقالب نظرات وبلاگ می گذارم:


امتحان كانكورامروز، درولايت غزني درحالي آغازشد كه 200 تن ازشاگردان، به دليل برفباري سنگين ازاشتراك دركانكورمحروم شده اند.
آقاي مهربان، مسوول مطبوعاتي رياست معارف ولايت غزني، به سلام وطندارگفت: قراراست 2400 تن ازفارغان امسال ولايت غزني، درمركز اين ولايت امتحان دهند.
اوگفت كه درامتحان امروز1320 تن شركت مي كنند وافراد باقي مانده، فرداامتحان خواهند داد.
شاگرداني كه ازولسوالي هاي غزني، به مركز اين ولايت آمده اند به سلام وطندارگفتند كه هوتل ها شبانه 7 الي 8 صد افغاني ازآنان مي گيرند ودراطاقهايي كه براي سه نفرساخته شده 9 نفرزندگي مي كنند.
سي درصد اشتراك كنندگان رادختران تشكيل مي دهند ومشكلات آنان بيشترازپسران است.

                                                                                                 اظهارسپاس ازحسین سیرت

+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 10:20  توسط فروزش کیهان و همت | 

 

نارضایتی ازبرنامه های دولتی وغیر دولتی درانکشاف وبازسازی افغانستان درتمام ساحات کشور یک مسئله واضح وآشکار است واینکه مردم گلایه دارند که با توجه به حجم کمک های جامعه جهانی برای بازسازی افغانستان،کارکردهای دولت وموسسات ناکافی است درهمه جای کشور شنیده میشود. این امر تا حدی شاید مربوط به ضعف و عدم شفافیت دردولت باشد که هنوز بنابر موجودیت فساد اداری وگسترش نا امنی ها نتوانسته پایه های یک حکومت مرکزی قوی را درساحات مختلف کشور مستحکم سازد ولی ازسوی دیگر عوامل مانند بیکاری ناشی از افزایش نفوس درکشورواخراج مهاجرین کارگر ازکشورهای پاکستان وایران نیز روند عادی زندگی مردم را مشکل ساخته بنائا مردم توقع تاثیر گذاری بیشتررا ازکمکهای جامعه بین المللی برزندگی فردی واجتماعی خویش دارندوازاین رو همیشه ازعدم کارکرد دولت وموسسات غیر دولتی گلایه دارند.

 

درکناراین واقعیتها دولت نیز بنابر ملاحظات سیاسی وغیره این کارکردرا درساحات مختلف ،متفاوت مد نظر داشته است . شاید برخی از نقاط کشور بنابر ملاحظاتی شاهد سرازیر شدن کمکهای بیشتری بوده اند اما برخی ازنقاط دیگر کمتر ازاین کمکها مستفید شده اند. جاغوری منطقه ای است که بنابر موجودیت عواملی ، کمکهای کمتری را برای بازسازی وانکشاف بخود جلب نموده است ،البته این عوامل ازیکسو مربوط به سهمگیری بیشتر مردم دربازسازی وانکشاف قریه جات شان بوده که با کارهای دسته جمعی وکمکهای نقدی بعضی اززیربناهای انکشاف را مانند مکاتب ومراکز سواد آموزی خود ایجاد وتقویه کرده ،چنانکه فعلا تمامی مکاتب جاغوری با سهمگیری کمکهای مردمی پایدار بوده وازلحاظ کیفی نیز وضعیت بهتری نسبت به سایر مکاتب دارد. ازسوی دیگر عوامل قبلی وروند سهمگیری مردم درانکشاف باعث شده که دولت نیز به نوعی به خودکفایی نسبی این منطقه اکتفا کرده وهزینه های بازسازی کمتری را برای آن تخصیص دهد.

 

با توجه به نفوس ووسعت جاغوری ما فقط شاهد تعدادی محدودی از موسسات غیردولتی افغانی هستیم که برنامه های پراکنده وبسیار کوچکی را در این ولسوالی دارد وموسسات بین المللی که پول هنگفتی را درراستای  بازسازی افغانستان بدست دارند ومصرف میکنند درجاغوری فعالیتی ندارند . برنامه همبستگی ملی نیز که دولت به عنوان مهم ترین دست آورد چند سال گذشته اش مطرح میکند تازه سال گذشته درجاغوری آغاز شده وهنوز نتوانسته 15% ساحه جاغوری را تحت پوشش بگیرد. در حالیکه  مرحله اول این برنامه در بسیاری از ولسوالی های افغانستان رو به پایان است و زمزمه های در باره تداوم این برنامه در ان ساحات از سوی منابع تمویل کننده مطرح شده است.

 

به همین گونه فعالیت های مستقیم دولت که بنابر کندی روند اصلاحات اداری در تمام مناطق کشور ضعیف است در جاغوری نیز همین روال را دارد ، در ضمن مانند موسسات غیر دولتی ، وزارت خانه ها نیز در قسمت بازسازی های  زیر بنایی برنامه های موثری ندارند. وضعیت راه های مواصلاتی مانند سابق است و هیچ زیر بنای ساختاری جدیدی در منطقه به چشم نمی خورد.  ساختمان نیمه کاره ولسوالی که از سوی تیم بازسازی ولایتی تمویل می گردد تنها نمونه اعمار تاسیسات دولتی در منطقه است. و هیچ برنامه موثر و پلان شده از سوی وزارت های سکتوری ، طرح و  تطبیق نشده است و حتی روند اعمار دارالمعلمین جاغوری نیز  انگونه که توقع می رفت و مقامات وعده داده بودند نیست.

 

در کنار این مسایل موقعیت طبیعی و به نوعی جبری تاریخی جاغوری به عنوان قسمتی از هزاره جات ، هیچ گونه انگیزه و علاقه مندی را برای سرمایه گذاری خصوصی( داخلی و خارجی) بر نمی انگیزد که دست کم این امر بتواند مبین پیشرفت بخش خصوصی در جاغوری باشد و برعکس ، سرمایه گذار های ابتدایی هم که در منطقه موجود است بنابر نبود زمینه های امنیتی ، مواصلاتی و مصرفی ناگزیر اند تا خارج از منطقه سرمایگذاری نمایند.

 

مسایل و موارد فوق مسایلی است که در انکشاف و بازسازی منطقه رول اساسی دارد و این بر علاوه عوامل دگری است که در منطقه موجود است. مردم در منطقه علاقمند تجدد و پیشرفت است که سهمگیری انان در تاسیس و پیشرفت مراکز تعلیمی و بخصوص بدون تبعیض جنسی گویای این امر است ، در منطقه علاقه و زمینه تضمین سرمایه نیز تا حدی وجود دارد که این امور در انکشاف زندگی مردم بسیاراساسی ومهم بوده و  است. اما کمتر بودن زمینه سرمایه گذاری از یکسو و کم توجهی دولت و موسسات غیر دولتی از سوی دگر روند پیشرفت و انکشاف را در منطقه بسیار بطی میسازد. جاغوری آمادگی انکشاف را دارد ولی چرا دولت و موسسات غیر دولتی کمترین هزینه را در راستای انکشاف این منطقه تخصیص می دهند؟ ایا اولویت های دگری برای دولت در سایر مناطق وجود دارد؟ آیا عواملی مانند فساد اداری و داشتن موسسات منطقه ای (انگونه که در بعضی مناطق دگر کشور) رول دارند این نظم را به نوع دگر تغییر می دهد؟ این مسایل در بخش بعدی به بررسی  گرفته میشود و این بررسی در مقایسه با بعضی منا طق دگری خواهد بود که امسال دیدار هایی از آنجا ها داشته ام.

 

                                                                                                     فروزش

 

+ نوشته شده در  86/11/18ساعت 8:1  توسط فروزش کیهان و همت | 

 

نوشته زير ترجمه اي است از مجله Economist كه در نشريه ي كه به تاريخ دوم فبروري 2008 به چاپ رسيده است..  اين نوشته كه به پيچيدگي مسايل قومي-قبيلوي در افغانستان مي پردازد، واضح مي سازد كه جنگ در افغانستان در واقع نه جنگ طالبان بلكه جنگ چند قبيله پشتون هاست كه بر سر تجارت مواد مخدر باهم زور آزمايي مي كنند.

 

 

پيچيدگي قبايل در افغانستان

در تاريكي

 

ولسوالي سنگين، هلمند

فراتر از دوطرف جنگ

 

ريشويي با توصيه پيامبرانه، مرد پيري با غضب به آستين قوماندان انگليسي جنرال توني چارتين از فتنگنداران دريايي سلطنتي دست مي زند" طالبان از سمت شمال مي آيد و از آنجا روي پايگاه شما فير مي كند"، او زمزمه مي كند. يك ساعت بعد سربازان با طالبان به تبادله آتش مي پردازند. سربازان بريتانيايي اطلاعات زيادي از مردم محل در هلمند جمع آوري مي كنند اما اين مشكل است كه به كدام آن باور كرد. جنرال چيتن يك گروه جديدي را در اين نزديكي رهبري مي كند. او به صورت پوست كنده خودش را با مردي مقايسه مي كند كه از طريق حس كردن در يك اتاق تاريك مي خواهد راهش را پيدا كند.

 

اين استعاره ممكن است در مورد كل پروسه درست باشد كه مي خواهند به دنبال روح بگردند. با گذشت دو سال سربازان بريتانيايي تاهنوز مي آموزند. جنگ درافغانستان تنها برضد گروه طالبان نيست. در اكثر قسمت هاي از اين كشور جنگها ريشه در اختلافات قومي دارد.

 

جنگ 20 ساله در هلمند سه گروه بزرگي را كه هركدام ميخواهند كنترل تجارت بزرگ مواد مخدر را دردست گيرند درگير ساخته است. از سال 2001 به اين سو فاميل آخوندزاده و متحدان مختلف آن ها بر اين منطقه مسلط بوده است كه از قوم عليزاي است. شير محمد آخوند زاده والي ولايت هلمند تا سال 2005 تا زمانيكه از قدرت بخاطر فشار دولت بريتانيا مبني بر رابطه داشتن اش با تجارت مواد مخدر بركنار شد، بوده است. از آن زمان كه او بركنار شده است طالبان بر منطقه مسلط گشته و بركناري او را آقاي كرزي يك اشتباه خوانده است. اين درست است كه او موازنه قدرت را در مقابله با طالبان حفظ مي كرد اما وحشت حكومت او قهر گسترده ي را برانگيخته و تخم برگشت طالبان را كاشته است.

 

در ولسوالي سنگين بعد از سال 2001 قدرت به دست داد محمد خان و خانواده اش كه از قبيله الكوزي بوده و با آخوند زاده هم پيمان مي باشد،  بوده است. غارتگري فرمانروايان كه به دنبال منافع قبيله ي خودشان كه از خانواده آخوند زاده است؛ باعث به حاشيه راندن ديگران بخصوص قبيله اسحقزاي شده است كه در در تحت حاكميت طالبان از منافع چشمگيري برخوردار گشته بودند.

 

در جون 2004 40 نفر از خانواده داد محمد در يك روزه عادي كه طالبان دوباره كنترل ولسوالي را در دست گرفتند كشته شدند. عده ي محدودي بخاطر اين ماجرا سوگواري كردند. حمله كننده ها همه از قوم اسحقزايي بودند. معلوم نيست كه كدام وابستگي براي آنها مهم بوده است، وابستگي به قبيله يا وابستگي به طالبان.

 

حساسيت به پيچيدگي هاي قومي در افغانستان باعث خشونت ها گرديده است. سربازان امريكايي گروهي از تبارشناسان را استخدام كرده است كه به سربازانش از علاقه مندي هاي گروه هاي قومي بياموزاند. در ماه دسمبر نخست وزير بريتانيا آقاي گوردن براون در نشست پارلماني اش موقعي كه در مورد طرح مسئله سربازان سنتي "ارابكي" صحبت مي كرد آن را مورد انتقاد قرار داد. او گفت كه بريتانيا لازم است كه تحرك هاي قومي را بداند.

 

گفتار نسبت به كردار آسان است. يك تقسيم بندي قومي زمخت-تقريبا 40% از افغانها پشتون، 30% تاجيك و بقيه هزاره ها، تركمنها، ازبك ها و سايرين-پيچيدگي مغشوش كننده نقابها. يكي از سربازان سابقه كار مي گويد كه براي جنگ در افغانستان" شما با هر قريه مطابق ميل شان برخورد كنيد". و اين به معني شناخت از فرهنگ قبيلوي پشتونهاست. در حدود 60 قبيله بزرگ و 400 قبيله كوچك از پشتون ها وجود دارد. عده ي زيادي متفاوت از ديگران. از قرن 18 هم به اين سو قدرت در دست قبيله دراني ها بوده است. هجوم ناتو در سال 2001، كه منجر به سقوط طالبان گرديد، باعث شد كه سه قبيله از قوم دراني، پوپلزي(قبيله اقاي كرزي)، باركزي و الكوزي (قبيله داد محمد) نفوذ شان را چيره سازند. كه اين باعث خشم قبايل غير دراني و قبايل كوچك دراني ها گرديد. براي اين قبيله ها، طالبان هميشه خودشان را در رده هاي بالاي سياست نگهداشتند. در حقيقت آنها سنت هاي قبيله ي را شعبه ي از قانون شريعت مي دانند. اما آنجايي كه قبيله هاي انفرادي احساس ترس مي كنند، طالبان تمايل شان را به پيوستن به آنها نشان مي دهند.

 

ولاياتي كه در آنجا ساختارهاي قومي قوي تر است مانند ولايات پكتيا، پكتيكا و خوست در مقابل حملات طالبان مقاومتر بوده است. قوماندان هاي ناتو در حال مطالعه شديد اين مناطق است. در لوي پكتيا همچنانكه اين منطقه شناخته شده است، طالبان در تلاش به دست آوردن قدرت با توسل به سنت باستاني پشتونوالي بوده است. اين سنت مهمان نوازي، احترام و انتقام را رهبري مي كند. اين سيستم تنظيم داخلي دارد كه توسط ارابكي، بزرگان قومي و حكميت كنترل مي شود.

 

لوي پكتيا به نحوي طرفدار حقوق مساوي انسان ها بوده اما به صورت واضح مخالف خارجي ها است. تاهنوز معلوم است كه يك چنين ساختاري پاسخي است به طالبان. پشتونوالي همچنان مخالف حكومت مركزي و ايده آل هاي غربي است بخصوص در مورد مسئله تعليم و تربيه و مسايل تساوي جنسي. تاهنوز جنگها به اثر بد دادن زنها در لوي پكتيا حل و فصل مي گردند.

 

جداي از لوي پكتيا، در جنوب و بخصوص در منطقه مركزي نفوذ طالبان در هلمند و قندهار ساختار قديمي قبيلوي همچنان پرقدرت است. تاهنوز مواد مخدر منبع مالي جنگ سالاران بوده آنهاي كه توازن قدرت را كه ريشه در سيستم قبيلوي دارد نگه مي دارند. اين باعث مي شود كه آنها قدرت شان را به شدت حفظ كنند، اما تداوم قدرت در مسير خواست هاي قبيلوي كاري مشكلي است كه فرقه بازي و نفاق مداوم نتيجه آن است.

 

 

+ نوشته شده در  86/11/17ساعت 15:47  توسط فروزش کیهان و همت | 

جاغوری وفرآیند تبدیلی آن به ولایت،کی وچگونه؟

تشکیلات اداری درافغانستان آنگونه که قوانین آن صراحت دارد برمعیارهای چون قلمرو،نفوس واوضاع واحوال اجتماعی واقتصادی استواراست،اما بنظرمیرسد معیارهای تسجیل شده درقوانین تنها معیارهای موثرنیست زیرا تشکیلات عینی ادارات محلی درافغانستان تصویروارونه تری رانشان میدهد،بنظرمیرسد که دراین میان سلیقه هاوعلایق سیاسی وقومی نقش عمده خودرا برای حاکمان محلی دراین تشکیلات داشته است، مناطق ومحلات که این شرایط درآن رعایت نشده یا ازآن چشم پوشی صورت گرفته زیاد است. جاغوری ازجمله ولسوالی های است که درمقایسه با بعضی ولایت های افغانستان ازشرایط بهتری برخورداراست.

ازچندی بدینسوزمزمه ارتقای جاغوری ازولسوالی به حیث ولایت درسطوح مختلف شنیده میشود، موضوع ولایت شدن جاغوری بیشترزمانی برسرزبانها افتاد که حکومت جدید بعد ازکنفرانس بن استقرار یافت،این امربیشترناشی ازتلاشهای پیگیرمردم این خطه درامرگسترش تعلیم وفرهنگ بودکه درسالهای اخیر بشدت روی آن تاکید شده بود وبخودی خود آگاهی مردم رابرای دستیابی به حقوق شهروندی شان درپی آورد. بطوریکه،تحقق این آرمان درکلیت خودبرای تمام این مردم به یک اصل مهم تبدیل شد...

دردنباله این موضوع نماینده ها وبزرگان این ولسوالی بصورت مکررتقاضای شانرا بامدیران وسردمداران مملکت درسطوح مختلف مطرح کردند وپاسخهای بنظر خوشآیندی راهم دریافت کردند،اماازآنزمان تا کنون مدت زیادی میگذردولی آرمان دیرینه مردم هنوزهم بحال خودش باقی است ،برای بسیاری این پرسش هنوزهم وجوددارد که بلاخره این پروسه به کجا رسید ودلایل تاخیرآن به کجا ربط میگیرد؟

هموطنان ما که تاحدودی به این جریانات سروکاردارند یا دسترسی به منابع موثق خبری دارند حد اقل از پیچیدگیهای این موضوع آگاه هستند ودرنتیجه دید نسبتا واقعی تری دارند اما تعدادی دیگری که ازاین جریان بدوربوده اند بصورت طبیعی به قضاوتهای شخصی روی میآورند.

 امافکرمیکنم که دید علمی ومنطقی تر موضوع هموطنان ماراکمک خواهد کرد که آهنگ یکسانی رابرای برآورده شدن خواسته ها وحقوق شان به اجرادرآورند وازحنجره واحد صدای خویشرابه گوش متصدیان اموربرسانند.ما دراین مقال سعی خواهیم ورزید که پیچیدگیها ورازورمزحقوقی وسیاسی این امررا تاحدودی بررسی کرده وسپس جریان عملی این پروسه رااززبان آنهایی که درپیچ وخم این جریان تاب خورده است دراختیارخوانندگان وبلاگ قراربدهیم.

قوانین افغانستان نشان میدهد که ادارات تشکیلاتی کشورباشرایط نه چندان ساده تقسیم واداره میشود،تشکیلات برحال کشورتوسط قانون اداره محلی که دردوره حکومت نجیب الله به تصویب رسیده اداره میشود،قانون جدید تشکیلاتی تهیه شده وبه پارلمان فرستاده شده است وهنوزبه تصویب نمایندگان مجلس نرسیده است ،بهرحال قانون اداره محلی آنزمان واحدهای اداری را به ولایات وولسوالی ها تقسیم بندی کرده است،ولایت ها وولسوالی ها به نوبت خود بدرجات اول،دوم وسوم تقسیم بندی میگردد،این درجه بندی به اساس شرایط خاص صورت گرفته است. ماده پنجم این قانون درمورد ایجاد یک ولایت جدید بگونه ذیل صراحت دارد.

1-ولایت نظر به تعداد نفوس،وسعت ساحه،چگونگی وضع اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی وسایرخصوصیات منطقوی تحت شرایط ذیل تشکیل میگردد:

a.       بیش ازدوصد هزارنفرنفوس داشته باشد.

b.      حداقل دارای سه ولسوالی باشد.

2-     ولایت بارعایت شرایط مندرج فقره (1)به درجه اول،دوم وسوم تقسیم بندی میگردد.

 جاغوری درحال حاضرتمام شرایط فوق را برای ارتقای خود بحیث ولایت دارد.

جاغوری درلست ولسوالی های ولایت غزنی شامل ولسوالی درجه اول محسوب شده که شرایط برای درجه اول بودن یک ولسوالی درداشتن نفوس بیش ازپنجاه هزارنفر،داشتن خصوصیت شهری واهمیت اقتصادی-اجتماعی،داشتن موقعیت سرحدی وفاصله بیش ازصد کیلومترازمرکزولایت نهفته است.

  پروسه ارتقای یک ولسوالی به ولایت طوری است که شرایط لازمه برای ارتقای ولسوالی به ولایت توسط هیئت باترکیب ازادارات مختلفه کشوربه رهبری  وزارت امورداخله بررسی شده ودرصورت دارابودن چنین ظرفیتی پشنهادیه ازطرف وزارت امورداخله ترتیب وبه شورای وزراء ودرراس آن رئیس جمهور برای تصویب فرستاده میشود،بعد ازمنظوری رئیس جمهوراین پشنهاد به شورای ملی (پارلمان )برای تصویب به رای گیری گذاشته میشود ودرصورت تکمیل نصاب رای گیری ولسوالی پیشنهادشده به ولایت ارتقاء خواهد یافت.

 پیچیدگی سیاسی اینکار هم کم نیست، افغانستان کشوریست که جریانات چند دهه آشوب وجنگهای خانگی اختلافات عمیق قومی ،مذهبی و سمتی رادربین مردم آن ایجاد کرده است. تازمانیکه پارلمان تشکیل نگردیده بود آخرین مرحله تکمیل این پروسه همانا تصویب رئیس جمهور بود که نهایی شمرده میشد(ولایت های دایکندی وپنجشیرازجمله چنین ولایت ها هستند)، اما با تشکیل پارلمان این پروسه بیشترپیچیده شده است زیرا درنگاه اکثریت اعضای پارلمان ارتقای جاغوری به ولایت به معنی ازدست دادن امتیازات برای آنها محسوب میشود وتاوقتیکه آنها درمقابل به امتیازاتی ازاین دست دست برای مناطق واقوام خودشان دست نیابند بآسانی حاضر به امتیازدهی یکجانبه نخواهند شد.

 واقعیتهای موجود نشان میدهد که تعداد نماینده های هزاره جات برای تکمیل نصاب رای گیری وتصویب این امر خیلی کمترازحد انتظاراست،ازجانبی حتی هماهنگی وهمسویی درمیان خود این نماینده ها نیزمشاهده نمیشود.

 جاغوری فقط توانست که درانتخابات پارلمانی تنها یک نماینده به مجلس بفرستد ،ایجادهماهنگی لازم برای این مامول مسأولیت تنها نماینده آنرا بشدت سنگین کرده است زیرا کمپاین وجلب آرای سایر نمایندگان پارلمان مستلزم سیاستگذاری ودرایت زیادی است که بواقعیت کاریک فرد نیست.

ازجانبی هماهنگی وهمسویی خودمردم نیز تاحدزیادی تقویت کننده موضع مجریان این پروسه میباشد. زیرا همصدایی وهمگونی مردم آهنگ حق خواهی را رسا ترساخته وموضع شانرابزرگتر نشان خواهدداد. دامن زدن به منافع ناچیز وخوردوریز دیگرجاغوری را ازدستیابی به اهداف بلند شان دورنگه خواهد داشت وباردیگرتجربه ناکام سیاسی را مانند انتخابات 2سال پیش شورای ملی بدنبال خواهدداشت.بدبختانه شواهد حکایت ازآن دارد که تعدادی ازبزرگان جاغوری تا هنوزازهیچ فرصتی برای دست یابی به منافع سلیقوی ومحلی شان فروگذارنبوده اندوهنوزهم این طبل را میکوبند ،این اختلافات میتواند به قیمت ناکامی این پروسه همگانی وارزشمند تمام شود. بهرحال بادرنظرداشت آنچه که دربالا ذکر شد ما جریان عملی این مسئله رابا پرسش های زیراز شاه گل رضایی وکیل جاغوری جویا خواهیم شد ودرنوشته بعدی  دراختیار خوانندگان وبلاگ قرارمیدهیم.

·    این پروسه به کجا رسیده است؟

·    بیشترینه مشکل آن درچه مرحله نهفته است؟

·    مشکلات داخلی درجاغوری که موانع ایجاد میکند چه است؟

·    چه فعالیت ها دراین راستا درداخل پارلمان ودرمیان نماینده ها صورت گرفته است؟

·   وظیفه ونقش مردم دراین راستا چه است؟

                                                                                                       حمید کیهان

+ نوشته شده در  86/11/15ساعت 11:15  توسط فروزش کیهان و همت | 

 

دوستان سلام!


این وبلاگ از سوی سه تن از جوانان جاغوری ساکن در کابل راه اندازی شده تا دريچه ي باشد براي گفت و شنود.

 

این وبلاگ منعکس کننده بعضی دست نوشته های صاحبان وبلاگ خواهد بود که این نوشته ها حول تحولات اقتصادی سیاسی و اجتماعی جاغوری افغانستان منطقه و جهان خواهد چرخید.

از سوي ديگر در ارتباط با تحولات جاغوري
نوع نگاه این وبلاگ "نگاهی به جاغوری از کابل" خواهد بود. بنابراین نوشته ها و گزارشهای منعکس شده در این صفحه ممکن نوشته های باشد که از روی اطلاعات نوشته ها و اظهار نظرهای اشخاص اول گرفته شده باشد و این باعث می گردد که اخبار و گزارش ها از یک سو ممکن دیرتر از زمان اتفاق انعکاس پیدا کرده و از سوی دیگر نوع تحلیل وقایع متفاوت تر از آنچه که شهروندان فعلی جاغوری (کسانی که در جاغوری حالا زندگی می کنند) دارند باشد.


اضافه باید کرد که تلاش مي شود تا اين وبلاگ لیکنستانی گردد برای رسیدن به وبلاگها و وب سایت های مرتبط به جاغوری و جوانان جاغوری و ساير نويسنده ها و صاحب وبلاگان معتبر و شناخته شده.


لطفا نظرات و انتقادات و آنگونه اطلاعاتی را که شما نیاز دارید و یا علاقه دارید در این صفحه باشد با ما در میان بگذارید.


از همکاری و از بازدید تک تک شما قبلا و قلبا سپاسگذاریم.


تشکر

 

+ نوشته شده در  86/11/15ساعت 9:0  توسط فروزش کیهان و همت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
امروز اولین روز بقیه زندگی شماست!

زندگی دفتري از خاطره هاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم



نوشته های پیشین
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1389
خرداد 1389
بهمن 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
داكتر سيما سمر
جاغوري نيوز
راديو هزارگي
جاغوري دات نت
انگوري دات كام
هزاره ها و انقلاب فرهنگی
دانشجويان هزاره در خارج
شبكه جهاني هزاره ها
انجمن فرهنگي كاتب
شريف سعيدي
آصف آشنا
حسین سرامد
محمد علی کهنه ده
محمد جواد
آيينه
الهام غرجي
حسين حسرت
حسين سيرت
نقاشي هاي هما
عبدالله دانش
بومان علي قاسمي
فريد حسرت
عباس فراسو
جواد رها
فرخنده
سهیلا جاغوری
باچه آزره(بختیاری)
گیسو یاری
کاتب هزاره
صفي الله الهام
عارف احمدي
علي اديب
عبدالله احمدي
مركز انترنيت جاغوري
جاغوري زيبا
دوست داران جاغوري
اخبار جاغوري
كريم سروش
سنگماشه
بصير سيرت
افغان پیام
اصف حسینی
بسم الله تابان
عباس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM